السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )

13

على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )

و امر باطل و بىحقيقت را به جاى حقيقت و واقعيّت نگيرد . همچنين است حال ملّتهاى گذشته . اگر ما به آنچه در تاريخ از آنان ثبت و ضبط گرديده مراجعه كنيم و رفتار و آداب و آنچه را كه آثار و ميراثهاى آنان به آن دلالت دارد ، مورد بررسى قرار دهيم ، خواهيم ديد كه روش آنان در زندگى فردى و اجتماعى جز آن‌كه گفته آمد ، نبوده است . آنان نيز در اين صدد بوده‌اند كه وسيله‌اى به دست آورند تا حقايق را از اشياى بىحقيقت - كه احيانا ميان آنها اشتباه رخ مىدهد - بازشناسند و پس از به دست آوردن چنين ميزانى ، جز به آنچه آن‌را حق و درست دريافته بودند ، چنگ نمىزدند و به غير آنچه در نتيجهء جستجو و تفحّص به آن رسيده و به عنوان حقيقت باز يافته بودند ، دل نمىبستند و اين همان است كه ما آن‌را « فلسفه » مىخوانيم . انسان هميشه با ولع و حرص شديدى به اين نوع بحث و كنكاش پرداخته و مىپردازد و آن‌را در تمام شؤون هستى و وجود خويش و در كلّيّهء آنچه زندگىاش براساس آن جريان دارد ، به كار مىبرد ، اگرچه از اين عمل ، خودآگاهى كافى و مفصّل ندارد . امّا بالأخره اين احساس روانى انسان ، بدون كوچكترين خستگى و درماندگى ، به عمل و تلاش خود ادامه مىدهد و در تمام جزئيات زندگانى خود در اين مسير راه مىسپارد و بسا اين بحث و فحص را روى قريحهء تعميم - كه در نهاد انسان قرار دارد - گسترش و تعميم داده